ایا روش راه اندازی کسب و کار سوپرمارکت داری، در حال حاضر صحیح است؟

تاسیس یک سوپرمارکت کاری ندارد! یک مغازه در هر جا که شد اجاره ی کنید. یخچال و قفسه ها نصب میشود. در خصوص اجناس هم نگرانی وجود ندارد. چون شرکت های پخش اجناس مغازه را تامین میکنند و شما فقط باید بفروشید. فروختن هم که تخصصی نمی خواهد. کافیست هرچه مشتری خرید کرده و روی پیش خوان گذاشته با ماشین حساب جمع بسته و از مشتری پول آن را دریافت کنید. سود بالایی هم در انتظار شماست.

این یک تفکر رایج است. یک تفکر کاملا اشتباه!!

متاسفانه در کشور ما اغلب کسانی که یک کسب و  کار را تاسیس میکنند در خصوص راه اندازی کار نکرده اند.

این تاسیس کسب وکارهای بدون تخصص و تحقیق، بیشتر از هر شغلی دامن صنف سوپرمارکت را گرفته است. اصولا نه تنها در این صنف، بلکه در سایر اصناف هم شاهد افتتاح خلق الساعه و بدون برنامه یک مغازه هستیم و متاسفانه بعد از مدت کوتاهی، با بستن مغازه و ضررهای افراد جوان و بدون تجربه، مواجه هستیم.

پدری برای اینکه برای پسرش شغلی دست و پا کند، سرمایه اولیه رهن و اجاره یک مغازه را میدهد. پسر با نگاهی گذرا به اطراف تصمیم میگیرد وارد صنف پوشاک شود. سری به بازار تهران میزند و با مقایسه قیمت های خرید عمده با فروش های مغازه ها، با یک دنیا امید و آرزو و به خیال کسب سودهای قابل توجه کرکره مغازه را بالا می برد. خیلی سریع و در همان ماه های اول متوجه میشود که ده ها فوت و فن برای اداره فروشگاه نیاز بوده، که هیچ کدامشان را ندارد. حتی زحمت شاگردی و پادویی در بازار را نزد یک کاسب با سابقه به مدت یک سال هم به خود نداده است. به ناچار کرکره مغازه را با ضرر هنگفت و بر باد دادن سرمایه، پایین میکشد.

غافل از اینکه شروع هر کسب وکاری علم می خواهد و تجربه، علم را با مطالعه و آموزش می توان به دست آورد و تجربه را با گذراندن یک دوره یکساله تا چند ساله، علت عقب ماندگی و خلق مشکلات مالی و شاید بهتر بگویم تشدید مشکلات مالی جوانان، همین بی گدار به آب زدن ها باشد.

در حال حاضر مدیران سوپرمارکت های سنتی تجربه کاری بالایی دارند و می بایست به دانش روز تجهیز شوند و در کلاس های آموزشی شرکت کنند و از طرفی جوانانی که قصد دارند به این شغل وارد شود و دانش فنی دارند، می توانند دوره های تجربی شش ماهه کسب تجربه را در سایر سوپرمارکت های دلفینی یا سوپرمارکت های دیگر، بگذرانند و نباید گمان کنند اینکار ساده و پیش پا افتاده است.

ضرب المثل فوت استادی یا فوت کوزه گری به همین نکته اشارت دارد. شاگرد کوزه گر بعد از زمان کوتاهی شغل استاد را فراگرفته و از محل استاد ترک کار میکند و در همان حوالی کارگاه کوزه گری خود را تاسیس کند. بعد از اولین و چندمین پخت سفال متوجه وجود ترک هایی در روی کوزه ها می شود و هر کار میکند، نمیتواند مشکل را مرتفع کند. به نزد استاد خود می آید و طلب کمک می نماید. استاد میگوید هنوز دوران شاگردی تو تمام نشده و باید چندسالی را نزد من کار کنی. شاگرد قبول میکند و چند سال به کار ادامه می دهد و هرچه دقت میکند متوجه اشتباه خود نمیشود.

بعد از چند سال رو به استاد کرده و میگوید: اکنون من به وعده خود عمل کردم و امروز روز پایان آموزش من است. بگو کدام فن را درست اجرا نکرده ام که کوزه های من ترک برداشته بود؟ استاد درحالی که یک کوزه آماده پخت را از انبار برداشته و به آن یک فوت میکند، داخل کوره میگذارد و میگوید: شما همین یک فوت آخر را نکرده ای و خاک های روی کوزه باعث ترک آن شده است.  شاگرد با تعجب میگوید: یعنی فقط یک فوت؟! بله یک فوت و ده ها فوت دیگر نیاز است تا یک کسب و کار رونق بگیرد.

کتاب چرا دلفین ها تمدن ساز نشدند و دلفین های تمدن ساز هم یک فوت به فوت های قبلی افزوده است و کسانی که می خواهند این شغل را برای اولین بار آغاز نمایند، نیاز است تا نزد استادان این رشته به کسب تجارت عملی نیز بپردازند.

ادامه این مقاله را می توانید در مقاله اقدامات لازم جهت تاسیس سوپرمارکت مدرن(دلفینی) مطالعه نمایید.

نظر شما!!